تشخيص طلاي واقعي از بدلي
Ag++e "Ag E = 0 .80 V , Au3++3 e "Au E = 1.42 V
Zn2++ 2e " Zn E = - 0.76 V , Ni2++2e"Ni E = - 0.23 V
, Cu2++2e"Cu E = 0.34
اين داده ها مشخص مي كنند كه چرا طلا فلز بي اثر است . پتانسيل مورد نياز براي اكسيد كردن آن نزديك به حداكثر پتانسيلي است كه در محلولهاي آبي قابل حصول است. مثلاً اتصال نيم پيلهاي:
Cu (S) Cu2++2e E = - 0.34 V و يا Au(S) Au3++3e E = - 1.42V
با نيم پيل يك اكسيد كننده خوب نظير:
NO3 +4 H3O++3e NO + 6H2O E = 0.96 V
آشكار ميكند كه نيتريك اسيد نمي تواند طلا را اكسيد كند اما مس را به آساني اكسيد مي كند. اما به هر حال پيش بيني شرايطي كه يك فلز ممكن است در آن شرايط اكسيد شود، بيشتر به پتانسيل مورد نياز براي توليد يون فلزي خالص يا آب پوشيده بستگي دارد. همچنين بايد در نظر داشت كه يون فلزي براي پايداري در محلول ممكن است تشكيل كمپلكس دهد. تشكيل چنين كمپلكسي است كه مشخص مي كند چرا نيتريك اسيد اكسيد كننده و هيدروكلريك اسيد كمپلكس دهنده براي حل كردن طلا مورد نياز هستند. اين مخلوط تيزاب سلطاني ناميده ميشود گفتني است تيزاب سلطاني اصطلاحي است كه كيمياگران قديمي در مورد محلولهاي حل كننده فلزات بي اثر بكار مي بردند. معادله انحلال طلا در تيزاب سلطاني را مي توان به صورت زير نشان داد:
Au (جامد) + 4 Cl + NO3 + 4H3O+ AuCl 4 + NO (گاز) + 6H2 O
با توجه با پتانسيل واكنشي:
AuCl 4 + 3e " Au + 4Cl E = 1.00 V
انحلالطلا از نظرترموديناميكي در تيزاب سلطاني مطلوب است. سطح مس، نيكل ونقره تحت تاثير هواي معمولي يا هواي حاوي يونهاي سولفيد نقره مي شود. اما طلاي خالص، حتي زماني كه تحت تاثير نيتريك اسيد غليظ با هيدروكلريك اسيد غليظ قرار بگيرد بدون تغيير باقي مي ماند. يون كلريد موجود در عرق بدن نيز مي تواند اكسايش فلزات همراه در جواهرات آلياژي را تسريع كند. اما علت اينكه اين فلزات چه در كارهاي دندانپزشكي و چه به همراه طلا در گوشواره ها و گردنبندها بكار برده مي شوند اين حقيقت است كه مخلوط طلا، نقره و مس با فلزات ديگر باعث كاهش واكنش پذيري اين مخلوطها مي شود، بطوري كه مي توان آنها را محلولهاي ايده آل تصور كرد. گرين ودوارن شاو عقيده دارد كه مي توان آنها را تركيبات بين فلزي غير استوكيومتري با ساختارهائي معين در نظر گرفت …» ، معمولاً وقتي مردم ناراحتي حساسيت زائي را نسبت به يك قطعه «طلاي واقعي» احساس مي كنند تقريباً هميشه پاي يكي از فلزات همراه در ميان است و معمولاً نيز انگشت نماترين پاي ثابت در اين نوع حساسيتها فلز نيكل است. به نظر مي رسد بعضي از افراد حساسيت شگفت آوري را نسبت به اين فلز از خود نشان ميدهند. اين رخداد اغلب بيدرنگ پس از سوراخ كردن گوش آويزان كردن گوشواره اي آبكاري شده با طلا رخ مي دهد. به دليل اينكه اغلب از طلاكاري خيلي نازك روي لايه اي از نيكل استفاده مي شود، جاي تعجب نيست شخصي كه از گوشوارهها استفاده مي كند تحت تأثير مقادير معتنابهي از نيكل قرار گيرد. چون لايه طلا اغلب ترك مي خورد يا خراش بر مي دارد. چيزي كه جالب است اينست كه بدن تنها زماني ياد ميگيرد چگونه واكنش نشان دهد كه پيشتر نيز تحت تأثير اين يونها قرار گرفته باشد. سازوكار دقيق اين حساسيتها كاملاً شناخته شده نيست.
دوباره به پرسش ابتداي مطلب بر مي گرديم. آيا آن گردنبند از طلا بود يا خير؟ اگر آن طلاي 14 يا 18 قيراط بود بعيد بود كه دوستم تيزاب سلطاني عرق كند و آنرا به رنگ سبز در آورد. بنابراين به احتمال بسيار يك گردنبند آب طلا كاري شده را به اشتباه يك جواهر گرانبها فرض كرده است.